مجتبى ملكى اصفهانى
12
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
اگر هم مكلف آن را اراده كند ، توان انجام آن را ندارد ، مانند اينكه به شخص فقيرى كه در روستايى دورافتاده در ايران زندگى مىكند ، بگويند : از فلان مشروب كه رئيس جمهور امريكا مىنوشد ، نخور . در اين صورت نهى قبيح است . زيرا مقتضى براى توجّه نهى فعلى موجود نيست . ولى اگر نهى معلّق و مشروط باشد ، صحيح است مثل اينكه گفته شود : اگر به فلان شراب دستيافتى ، آن را نخور . اصوليين انتظار حصول فعل از مكلف را ابتلاء ، و عدم انتظار حصول فعل از مكلف را ، عدم ابتلاء ناميدهاند . دو نكته : 1 - هرگاه شك كنيم در اينكه متعلق تكليف محل ابتلاء هست يا نه ، در فعليّت و عدم فعليّت حكم ، دو قول است . الف : قول به فعليّت حكم : زيرا اين شك يا از قبيل شبههء مفهومى در مخصص است ، و يا اينكه مخصص لبّى است . درهرصورت بايد به عموم يا اطلاق رجوع نمود . مثلا اگر شارع فرموده باشد : « اجتنب عن الخمر » . اين كلام مطلق است . ولى عقل حكم مىكند كه اين تكليف نسبت به خمر خارج از محل ابتلا فعليّت ندارد ، و دليل مخصص كه عقل است ، دليل لبّى است كه در آن بايد به قدر متيقّن اكتفا نمود ، و قدر متيقّن در اين مثال جايى است كه علم به عدم ابتلا موجود باشد . ولى در موارد مشكوك بايد به اطلاق تمسك نمود . همچنين اگر فرض كنيم كه مخصص لفظى باشد در آن صورت هم از اطلاق وجوب اجتناب ، تنها عنوان غير مبتلا به خارج مىشود . ولى فرض اين است كه مفهوم ابتلا ، نزد